عبدالحسين بينش
69
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
دست فرنگيان باقىمانده بود - عازم جنوب گرديد . ريموند نيز با سپاهى كوچك همراه با همپيمانان فاطمى خود به رهبرى على بن وفا ، به يارى دژ شتافت . در 28 حزيران - ژوئن - سپاه صليبى در زمين پست نزديك عين مراد ، در دشت واقع در ميان إنب و بركهء غاب ، اردو زدند . لشكر نورالدين طى يك حملهء شبانه سپاه فرنگيان را در محاصره قرار دادند . بامداد روز بعد ، ريموند دريافت كه هيچ راهى جز درگيرى با مسلمانان وجود ندارد . به دنبال آن نبردى خونين روى داد كه طى آن رينالد - حاكم مرعش - على بن وفا ، رهبر حشاشين و ريموند به قتل رسيدند . ريموند را شير كوه كشت . نورالدين به طرد صليبيها از دژهاى شمال ادامه داد . او در سال 1150 م بر دژهاى ارزجان و تل كشفان چيره شد و آنگاه دو پادگان ارتاح و حارم را تصرف كرد . سپس رهسپار غرب گرديد و خود را به پاى ديوارهاى انطاكيه رساند . او به تاراج خويش ادامه داد تا به سويديه رسيد . در اين دوران ژوسلين ، كنت رها ، در كمينى كه شمارى از سپاهيان ترك - سلاجقه - برايش نهاده بودند افتاد . نورالدين شمارى از دلاوران را فرستاد تا وى را از دست كسانى كه اسيرش كرده بودند بگيرند و فرمان داد چشمانش را ميل كشيدند و او را در حلب به زندان افكندند . وى همچنان در آنجا ماند و نه سال بعد جان سپرد ( سال 1159 م ) . به اين ترتيب هنوز تابستان 1150 م شروع نشده بود كه امارتهاى انطاكيه و باقيماندههاى كنتنشين رها رهبران خود را از دست دادند ؛ و نورالدين حاكم بلامنازع شمال گرديد . افزايش قدرت نورالدين منجر به برقرارى پيمانى ميان او و سلطان مسعود سلجوقى - در فرداى روز اسارت ژوسلين - گرديد . نورالدين از طريق ازدواج با دختر مسعود - كه تنها پادگان تلباشر مهريهاش بود - اين پيمان را مورد تأكيد قرار داد . ولى مسعود در حملهء دامادش به پاتريس او را همراهى نكرد و تنها به تصرف كيسوم و بهسا در شمال كنتنشين رها بسنده كرد و سپس آنها را به پسرش قليج ارسلان بخشيد . در بهار سال 1151 م ، مسعود در حمله به پادگانهاى بيزانس شركت جست . اميران ارتقى نيز براى گرفتن بهرهء خويش در اين حمله به سوى آنان شتافتند . عين تاب و دلوك به دست مسعود افتاد و امير ماردين - تمرتاش - بر سيمساط و بيره چيره گرديد . راوندان به دست نورالدين افتاد و پادگان تل باشر در ژوئيه 1151 م تسليم حسان ، حاكم مَنْبِحْ و نمايندهء